حسنعلى خان افشار

174

سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )

مىسازد و ساكنين قلعه‌هاى مذكور را در آنجا جاى مىدهد « 1 » . شهر نو چون بر سر راه تهران به خوزستان قرار داشته است ، بسيارى از جهانگردان از آن ديدن كرده‌اند و يادداشت‌هايى درباره‌اش بر جاى گذاشته‌اند . ازجمله دوبد ( 1841 م . / 1320 ش . ) دربارهء آن مىنويسد : مسافر پس از آنكه از دره‌اى بالا آمده كه سه ده در آن واقع است شهر نو را از دور در جلگه مىبيند . بخشى از جمعيت شهر مال همين سه آبادى است . اين شهر جديد الاحداث است و پدر سپهدار كه مورد لطف فتحعلى شاه بود بنيانگذار آن به شمار مىرود . او براى آنكه در مقابل تاخت و تاز بختيارىها امنيت بيشترى داشته باشد اين شهر را در محاصره ديوارهاى بلند بنا كرد و آن را سلطان‌آباد ناميد ؛ به آن شهرنو هم گويند . او تعدادى خانوار از سه ده مجاور را به اين شهر نقل مكان داد و مردم نواحى ديگر هم در پشت ديوار آن مأمن گرفتند زيرا نسبت به دشت باز ، كه آن زمان در معرض تاخت و تاز غارتگرانهء كوه‌نشينان قرار داشت از امنيت بسيار بيشترى برخوردار بود و بدين طريق شهر نو به خود جمعيت گرفت « 2 » . در سال 1243 ق . ، سه سال پس از مرگ بانى شهر ، فتحعلى شاه از آن ديدار مىكند و مورد استقبال بىسابقهء فرزند سپهدار ، غلامحسين خان ، كه شوهر ماه بيگم خانم ، دختر بيست و دوم فتحعلى شاه بود ، قرار گرفت . پس از اين ديدار به سپهدار فرمان داد با پول دولت بر گرد شهر بارو و خندقى را ايجاد كند « 3 » . چريكف از ديگر سفرنامه نويسانى است كه كمى پس از حسنعلى خان از شهرنو ديدن كرده است و در توصيف آن مىنويسد : چنين شهر تميز و نظيفى كه ملاحظه كرديم در هيچ بلدى از بلاد ، گرفته از شهرهاى طرف اسلامبول و ايران ، ديده نشده بود . كوچه‌هاى اين شهر را به وضع پاكيزه و قشنگى مفروش كرده‌اند و در هر كوچه نهرى از آب گوارا جارى است و ساختمان شهر مزبور از روى قواعد علميهء معمارى ساخته شده است . اطراف شهر را ديوار بلندى كه عبارت از پانزده آرشين بوده باشد ، احاطه كرده است . در

--> ( 1 ) . نك : دهگان ، ابراهيم ، تاريخ اراك ، ج 2 ، ص ص 104 - 106 . ( 2 ) . دوبد ، كلمنت آگوستين ، سفرنامهء لرستان و خوزستان ، ص ص 443 - 444 . ( 3 ) . نك : سپهر ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 249 .